رفتن به محتوا

درمان، برای ساختن تغییر در زندگی واقعی کودک

درمان در گفتاردرمانی میترا سهرابی بر اساس نیازهای واقعی کودک و مهارت‌هایی که در زندگی روزمره به آن‌ها نیاز دارد طراحی می‌شود.

هدف این است که کودک بتواند مهارت‌هایی را که یاد می‌گیرد، در ارتباط، بازی، مدرسه و تعامل با دیگران به کار ببرد.

درمانگر و دو کودک در حال کتاب‌خوانی

هدف‌های درمانی از عملکرد واقعی کودک شکل می‌گیرند

درمان می‌تواند روی طیف متفاوتی از مهارت‌ها متمرکز باشد؛ از برقراری ارتباط و رشد زبان تا وضوح و روانی گفتار و مهارت‌های پیچیده‌تر زبانی.

  • برای یک کودک، هدف می‌تواند گسترش توانایی ارتباط و بیان خواسته‌ها و ایده‌ها باشد.
  • برای کودک دیگر، جمله‌سازی، گفتگو و توضیح دادن اهمیت بیشتری دارد.
  • در بعضی کودکان، وضوح گفتار یا دستیابی به روانی گفتار در اولویت قرار می‌گیرد.
  • در کودکان بزرگ‌تر، ممکن است تعریف کردن یک اتفاق با جزئیات و ترتیب مناسب، استدلال، حل مسئله یا ارتباط مؤثر با همسالان اهمیت بیشتری پیدا کند.

هدف‌ها بر اساس نیاز کودک انتخاب می‌شوند و در طول مسیر نیز می‌توانند تغییر کنند.

شیوه کار در جلسه

درمان در گفتاردرمانی میترا سهرابی بر پایه تعامل با کودک پیش می‌رود.

در کودکان، به‌ویژه سنین پایین، بازی می‌تواند بستر بسیار مناسبی برای ایجاد ارتباط و یادگیری زبان و گفتار باشد. علاقه‌ها، واکنش‌ها و شیوه مشارکت کودک نیز به ما کمک می‌کنند فعالیت مناسب را انتخاب کنیم.

کارت، کتاب، اسباب‌بازی و سایر ابزارهای درمانی، وسیله‌ای برای هدفمند کردن فعالیت هستند؛ نه تنها ابزار درمان.

آنچه اهمیت دارد این است که هر فعالیت به یک هدف درمانی مشخص وصل باشد و کودک بتواند مهارتی را که در حال یادگیری است در تعامل واقعی به کار بگیرد.

کودک و درمانگر در حال مرور کارت‌های داستانی

از جلسه درمان تا زندگی روزمره

کودک به‌تنهایی در حال بازی با حلقه‌ها

یادگیری یک مهارت زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که کودک بتواند آن را در موقعیت‌های مختلف زندگی استفاده کند.

برای همین، در طول درمان به این موارد توجه می‌کنیم:

  • آیا کودک مهارت را در شرایط متفاوت به کار می‌گیرد؟
  • آیا می‌تواند آن را با افراد مختلف استفاده کند؟
  • آیا مهارت جدید در بازی، خانه، مدرسه یا ارتباط با همسالان دیده می‌شود؟

این نگاه کمک می‌کند درمان فقط به فضای جلسه محدود نماند و تغییرات آن در عملکرد واقعی کودک نیز دیده شود.

خانواده؛ بخشی از اطلاعات و مسیر درمان

خانواده بیشترین فرصت را برای دیدن کودک در زندگی واقعی دارد.

اطلاعاتی که والدین درباره رفتار کودک، موقعیت‌های ارتباطی، تغییرات ایجادشده و شرایطی که استفاده از یک مهارت را آسان یا دشوار می‌کند در اختیار ما می‌گذارند، می‌توانند به تصمیم‌گیری‌های درمانی کمک کنند.

گاهی نیز خانواده می‌تواند با چند تغییر ساده در شیوه تعامل، فرصت بیشتری برای استفاده کودک از مهارت‌های جدید ایجاد کند.

هدف، تبدیل والدین به درمانگر کودک نیست؛ هدف، نزدیک‌تر کردن درمان به زندگی واقعی اوست.

پیشرفت را در مسیر می‌بینیم

پیشرفت کودک را می‌توان در تغییرات مختلفی دید:

  • ارتباط بیشتری برقرار می‌کند.
  • خواسته‌ها و ایده‌هایش را بهتر منتقل می‌کند.
  • در گفتگو مشارکت بیشتری دارد.
  • اتفاق‌ها را با ترتیب و جزئیات مناسب‌تری تعریف می‌کند.
  • گفتارش برای دیگران واضح‌تر می‌شود.
  • در کودک دارای لکنت، روانی گفتار به سطح مطلوب نزدیک می‌شود و مشارکت او در موقعیت‌های گفتاری افزایش پیدا می‌کند.
  • مهارت‌های جدید را در موقعیت‌های بیشتری به کار می‌گیرد.
  • در ارتباط با همسالان مشارکت مؤثرتری پیدا می‌کند.

برای ما مهم است که تغییر کودک را نسبت به نقطه شروع خودش ببینیم و بررسی کنیم این تغییر تا چه اندازه وارد زندگی روزمره او شده است.

وقتی مسیر درمان نیاز به بازبینی دارد

پیشرفت کودک اطلاعات مهمی درباره مسیر درمان در اختیار ما می‌گذارد.

اگر یک هدف به نتیجه مورد انتظار نزدیک نشده باشد، شرایط مختلف دوباره بررسی می‌شوند؛ از تناسب هدف و شیوه کار گرفته تا شرایطی که کودک در آن مهارت جدید را تمرین و استفاده می‌کند.

این بازبینی می‌تواند به تغییر هدف، تغییر شیوه ارائه فعالیت، ایجاد فرصت‌های بیشتر برای استفاده از مهارت یا انتخاب مسیر مناسب‌تر منجر شود.

هر تغییر در برنامه درمان باید دلیلی داشته باشد و در خدمت هدف کودک باشد.

نگاه ما به طول درمان

خانواده‌ها طبیعی است که بخواهند بدانند درمان چه زمانی تمام می‌شود.

مدت درمان را نمی‌توان برای همه کودکان از ابتدا یکسان تعیین کرد، چون هدف‌ها، نیازها و سرعت دستیابی به مهارت‌ها متفاوت‌اند.

به جای تعیین یک زمان ثابت، روند دستیابی به اهداف درمانی و استفاده از مهارت‌ها در زندگی واقعی دنبال می‌شود.

وقتی کودک به مرحله‌ای می‌رسد که اهداف تعیین‌شده محقق شده‌اند، درباره ادامه، کاهش جلسات، پیگیری یا پایان یک مرحله از درمان تصمیم‌گیری می‌کنیم.

درمان تعاملی و کودک‌محور

کودک در درمان فقط انجام‌دهنده فعالیت‌های از پیش تعیین‌شده نیست.

نحوه ارتباط او، علاقه‌ها، سطح مشارکت، پاسخ به فعالیت‌ها و توانایی‌هایش اطلاعاتی هستند که در انتخاب شیوه کار مورد استفاده قرار می‌گیرند.

درمان کودک‌محور یعنی هدف درمان مشخص باشد و شیوه رسیدن به آن با کودک هماهنگ شود.

به همین دلیل، ممکن است یک هدف مشخص برای دو کودک، با دو شیوه متفاوت دنبال شود.

از کجا بفهمیم درمان در مسیر مناسبی قرار دارد؟

به جای اینکه فقط بپرسیم «چند جلسه گذشته؟» یا «کی تمام می‌شود؟»، می‌توانیم تغییرات واقعی کودک را دنبال کنیم:

  1. نسبت به قبل چه تغییری ایجاد شده است؟
  2. کدام مهارت‌ها بهتر شده‌اند؟
  3. کودک این مهارت‌ها را کجا استفاده می‌کند؟
  4. آیا تغییرات در زندگی روزمره نیز دیده می‌شوند؟
  5. چقدر به هدف‌هایی که برای او تعیین شده نزدیک شده است؟

این تغییرات، تصویر دقیق‌تری از روند درمان در اختیار خانواده قرار می‌دهند.

درمان مؤثر، یک مسیر مشترک است

درمانگر

درمانگر دانش تخصصی و تجربه بالینی را وارد مسیر می‌کند.

کودک

کودک با توانایی‌ها، نیازها و شیوه یادگیری خودش در این مسیر حضور دارد.

خانواده

خانواده نیز تجربه روزمره و شناخت عمیق‌تری از زندگی کودک را به همراه می‌آورد.

وقتی این سه بخش در کنار هم قرار بگیرند، امکان طراحی و پیگیری یک مسیر درمانی متناسب با کودک بیشتر می‌شود.

درباره مسیر درمان کودک خود سؤال دارید؟

اگر می‌خواهید بدانید چه هدف‌هایی می‌تواند برای کودک شما اهمیت داشته باشد و مسیر درمان چگونه دنبال می‌شود، می‌توانید با گفتاردرمانی میترا سهرابی در ارتباط باشید.

درخواست راهنمایی